تبليغاتX
تا بامداد غزل

بسم الله الرحمن الرحیم

     و لله الحمد ... الله اکبر علی ما هدانا ... و له الشکر علی ما اولانا ...

     وقتی داشتند تکه های کلام ات را می بریدند ... وقتی داشتند برای ات شجرنامه یی به دروغ می ساختند ... وقتی داشتند شجاعت بی نظیرت در سیاست خارجی را زیر سوال می بردند ... وقتی در خانه های تیمی نقشه ی آشوب های خیابانی ٍ پس از شکست می ریختند ... وقتی از مردم داری ات خجالت می کشیدند ... وقتی از عدالت طلبی ات عصبانی بودند ... وقتی داشتند پیامک های دروغ ارسال می کردند ... خدا ناظر بر اعمال شان بود ... .

     و خدا ناظر بر اعمال تو بود ... روزی که مادرت بیمار شد ... روزی که دعای پر سوزش در حق مهربانی ات گرفت ... و امروز دنیا شاهد است که سوز دعای مادری دل شکسته ٬ چگونه کانون قدرت و ثروت را به لرزه انداخته ... و امروز دنیا شاهد است که سوز دعای مادری دل شکسته ٬ چگونه تمام معادلات سیاسی را بهم ریخته ...

     و تو ... امروز ... همانی که قرآن فرمود : در درگاه ما ثبت شده است ... همانی که از  سوز اشک و دعای نیمه شب سجاده ها برخاسته یی ... همانی که دانه های تسبیح برای ات ذکر گفت ... و تو امروز برگزیده ی مردمی بیدار دلی ... برگزیده ی مردمی که به چیزها " نه " گفتند ... برگزیده ی مردمی که به حقیرانی بزرگ منسب " نه " گفتند ، آنان که گمان می رفت بر ردای ولایت چشم طمع دوخته اند ... آنان که دم از ولایت فقیه می زنند و برای ولایت فقیه نامه ی بی "سلام" و "و السلام" می نگارند ... و تو امروز رییس جمهور ۲۴ میلیونی ایرانی ...

*****************************************

پی نوشت : اذا جاء نصرالله و الفتح ...

 

+ نوشته شده توسط علی دهقانی در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 17:52 |

بسم الله الرحمن الرحیم

به گزارش خبرگزاري فارس، قادر طراوت‌پور شاعر برگزيده كنگره بين‌المللي شعر فجر، كنگره جهاني پيامبر اعظم، كنگره سراسري طريق جاويد و كنگره اشكواره حسيني كه تجربه شعرخواني در حضور مقام مقام معظم رهبري را نيز دارد، شعر خود در حمايت از محمود احمدي‌نژاد را به خبرگزاري فارس، ارسال كرده است.
او در اين شعر مي‌گويد:


«اينجا انتخابات است
پايگاه مردم سالاري ديني
در وقاحتي بي‌كرانه
مردي را بر صليب مي‌كنند
به جرم اين كه 2 بار به روستاي ما آمده است
و با پيرمردان دست چروكيده روستايي دست داده است
و پيرزنان ايلياتي براي او كل زده‌اند
اينجا انتخابات است
پايگاه بر دار رفتن مردي
كه پرچمي سه رنگ را بر درفش زمين مانده شهدا علم كرده است
اما اسكندران خودي
بر كاكل تخت جمشيد انقلاب
آتش فتنه‌اي مي‌اندازند
تا شعله زلف دختركان نابالغ
از زير روسري‌هاي؟ انقلاب مخملين پريشان كنند
و من شاعر شوم
به دنبال قافيه‌اي براي «غيرت»
تمام فرهنگ لغت‌هاي خاورميانه را بگردم
اينجا انتخابات است
پايگاه پول و پلو و پوستر
«مبل و اتومبيل و موبايل»
همه چيز راه «سبز» و «سياه» ديدن
اينجا تلويزيون است:
بينندگان محترم!
به فيلم سينمايي من توجه فرماييد:
من دلسوز انقلابم
چيز الملتم
مي‌خواهم فرودگاه امام را بين‌المللي كنم
امام چيزهايي به من گفته است
كه جز من هيچ چيز نمي‌فهمد
امام فقط يك روشنفكر بود
اين را فقط من مي‌دانم
همسرم شاهد است
«در كار گلاب و گل حكم ازلي اين بود
و آن شاهد بازاري و اين پرده نشين باشد»
بينندگان محترم:
اي سيدي
كه در جنوب لبنان نواي «انا ابن فاطمه (س)»
«كيست مرا ياري كند» سر مي‌دهد
سيد خودي نيست
منافع ملي را مي‌گويم
چيز را مي‌گويم
غزه خواهر خرمشهر نيست
مقصر اصلي احمدي‌نژاد است
اينجا انتخابات است
ما بايد جهاني شويم
اهل تباني شويم
حتي اگر گاوميش‌هاي جمهوري خواهان
خليج فارس را درو كنند
بايد نمايشگاه نقاشي برپا كنيم
و از گفتگوي تمدن‌ها حرف بزنيم
من معتقدم جانبازان شيميايي را مرخص كنيم
بگذاريد سفارت آلمان نفس عميق بكشد
«بگذاريد كه احساس هوايي بخورد»
جهان تشنه يك گورباچف ديگر است
ما بايد جهاني شويم
هيات دولت چرا به سفرهاي استاني مي‌رود
دولت بايد آدامس بجود
اسب سواري كند
جوك بگويد
تا مردم شاد شوند
دولت بايد پسته بخورد
و شعور ترسيدن از آمريكا را داشته باشد
وزرا در وبلاگ‌هايشان قليان بكشند
به اروپا سفر كنند
كاخ سبز داشته باشند
از پنجره كاخ‌هايشان به مناطق محروم توجه كنند
اينجا انتخابات است
پايگاه بر صليب رفتن مردي
كه صورتش را بر قبر غريب شهدا مي‌گذارد
و چهره‌اش در بندر عباس آفتاب سوز شده است
تا تنگه هرمز
قبول خانوادگي
شيخ زاده‌هاي بادكنكي نشود
و جزاير قشم و كيش
قوم و خودش
رياض و قاهره نباشند
او مي‌داند ناهار بچه‌هاي آقا سيب‌زميني است
و گاهي شلوار بسيجي مي‌پوشد
با هيچ رنگي نمي‌بازد
هيچ رنگي را به بازي نمي‌گيرد
نه سبز است و نه سپيد است و نه قرمز
او سبز است و سپيد است و قرمز است
او «ياوه ياوه ياوه» نمي‌بازد
«كاوه كاوه كاوه» از دختران اين ملت پاسداري مي‌كند
او از نسل كاوه آهنگر است
«من نمي‌دانم چرا همه مي‌گويند اسب حيوان نجيبي است»
نژاد احمدي‌نژاد از چيست؟
او هم پياله هيچ يك از شيوخ عرب نيست
با توله طلحه‌هاي انقلاب
و آن زبير سيف السلام، شمشير از رو مي‌بندد
اما به هيچ كس فحش نمي‌دهد
هر وقت سرود «وطنم وطنم وطنم» را مي‌شنود
بي‌اختيار اشك مي‌ريزد
و در شام غريبان غزه
خار از پاي كودكان در مي‌آورد
و يتيمان شهدا را در آغوش مي‌گيرد
دلش مي‌خواهد
از علقمه فرات
براي همه سال‌هاي قانا
مشك آبي ببرد
بي‌آن كه به گندم ري لب بزند
من از ميان غوغاي اين رنگ بازان و كبوتر بازان و سياست بازان
صداي هق‌هق رقيه‌اي را مي‌شنوم
كه 14 قرن است در غبار غربت
به دنبال دستان بريده عمويش
از نيل تا فرات گريه مي‌كند
و كسي نيست كه مرهمي بر پهلوي شكسته‌اش باشد
ناله زينبي را مي‌شنوم
كه در خرابه هولوكاست
بازوانش آماج چكمه‌اي آريل شارن است
اما آقاي دلسوز الانقلاب
در دانشگاه تهران
از روشنفكري امام حرف مي‌زند
اينجا انتخابات است
پايگاه بر دار كردن مردي
كه چهره‌اش تكيده است
سيه چرده است و هيچ‌گاه از پله‌كان كاخ اليزه با تمسخر بالا نرفته است
و در گودال يادمان شهداي شلمچه نماز زيارت مي‌خواند
پيشاني بر تربت شهيدان مي‌گذارد
و خون شهدا را كهنه نمي‌داند
و از تهمت خرافه پرستي نمي‌هراسد
من او را در نهج‌البلاغه پيدا كردم
به خاطر غربت مولا
جواب فحش‌ها را نمي‌دهد
جوشن صغير مي‌خواند
او سر به زير است
او سر بلند است

***********************************

در همین موضوع :

دانش جویان ستاره دار

  سازمان مدیریت

ابوسفیان ها و آقای سبز 

سیاه نمایی آقای سبز درباره ی تورم 1

گزارش مرکز پژوهش های مجلس درباره ی تورم

پی نوشت : روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید ...

+ نوشته شده توسط علی دهقانی در شنبه شانزدهم خرداد 1388 و ساعت 17:54 |

بسم الله الرحمن الرحیم

     ساعتی از نیمه شب گذشته ... سایت های خبری اما انگار خواب ندارند ... خب حق هم دارند . اتفاق مهمی رخ داد . یک نفر حرف دل خیلی ها را زد ! به همین سادگی ...

    سال هاست که حرف های امشب محمود احمدی نژاد سر زبان هاست ... وقتی هم اعتراض می کنیم ، می گویند علیه نظام حرف نزنید ... چه کسی گفته است که شما و آقازاده هایتان مساوی با نظام و نظام مساوی با شماست ؟ ... شنیده ام در پارک ملت ، مردم ، الله اکبر فریاد زده اند ...

     گمان کنم یک ماه می شود ... تبلیغات پشت تبلیغات ... چهارشنبه شب ... مناظره را نگاه کنی ها ... توی پارک دانشگاه طرفداران هر کاندیدا ( به جز آقای رضایی ٍ بنده خدا ! )  ستاد انتخاباتی تشکیل داده اند ... امروز توی پارک بودم ... همه به هم  گوش زد می کردند ... مناظره یادت نره ... توی اتوبوس برگشت ... مناظره یادت نره ...

     راستی چند نفر این مناظره را نگاه کردند ؟ ... این حرف ها در چه شبی زده شد ! ... شاید اگر محمود احمدی نژاد این حرف ها را در یک سخنرانی بیان می کرد ... یک کلاغ چهل کلاغ ها ... سانسور ها ... و برداشت های سلیقه یی در زمان انتقال خبر باعث کم رنگ شدن آن می شد ... اما ... امشب ... در برابر چشم خیلی ها ... پرونده ی کسی رو شد که بعضی اون رو مساوی نظام و نظام رو مساوی او می دونستن ... راستی ... چرا من هم نمی تونم اسمش رو بیارم ؟

     حضرت زهرا (س) در وصیت اش به امیرالمومنین (ع) می فرماید : اگر نمی توانی به وصیتم عمل کنی به زبیر وصیت کنم . و همین زبیر ها و طلحه ها و عایشه ها در برابر وصی پیامبر (ص) ایستاند ... امیرالمومنین (ع) بارها فرمود که این ها از اسلام خارج شده اند ... زمانی صحابه پیامبر (ص) بودند اما امروز ... طعم مال حرام ...

*******************************************

در این زمینه : مقایسه آماری صادرات و واردات در دولت نهم و دولتهای قبل

در این زمینه : مقایسه عمکرد دولت نهم با دولت های گذشته

پی نوشت : دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند ؟ ...

+ نوشته شده توسط علی دهقانی در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 و ساعت 1:49 |

بسم الله الرحمن الرحیم

     خاک ... دود ... آتش ... دستی بی پیکر ... پیکری بی سر ... و مادری ... نعش دخترک دلبندش را به خاک ... . و خواهری نعش برادر عزیزش را به خاک ... . صدای گلوله تمام شدنی نیست ... هر لحظه دیواری فرو می ریزد و ... نگرانی ... اضطراب ... ترس ... دلهره ... فریاد ... اشک ... . از نیروی کمکی خبری نیست ...

     آن روزها تمام شده است ... آن روزهای سخت ... آن روزهای محمد جهان آرا و یاران باوفایش ... آن روزهای بنی صدر و سر ٬ باز زدن از کمک کردن به خرم شهر ... نه ! ببخشید ... خونین شهر ... آن روزها تمام شده است و امروز تاریخ روایت می کند خاک و دود و آتش را ... آن روزها تمام شده است و ... .

     تو نبودی ... آن روز که پرچم های الله اکبر در کوچه های شهر به اهتزاز در آمد ... آن روز که ایران لب خند زد ... آن روز که دنیا بهت زده به شهرت نگاه کرد ... آن روز که دوستانت خواندند : ممد نبودی ببینی ٬ شهر آزاد گشته ... خون یارانت ٬ پر ثمر گشته ... آن روز که در مسجد جامع نماز جماعت خواندند ... آن روز که سید احمدها در قنوت نماز گریه کردند ... آن روز که خاک شهرت نفس کشید ...

********************************************

پی نوشت : روز و شب زمزمه می کرد غروبی غمبار ... روح خورشید مرو ! بی تو علی می میرد ...

+ نوشته شده توسط علی دهقانی در یکشنبه سوم خرداد 1388 و ساعت 1:53 |