تبليغاتX
تا بامداد غزل

بسم الله الرحمن الرحیم

   گاهی وقتا آدم دلش می گیره. وسط یه جمع شادی دلش می خواد بره یه گوشه یی و بزنه زیر گریه. گاهی وقتا به شدت احساس می کنم شامل این مصرع سعدی ام که می فرماید : "من در میان جمع و دلم جای دیگر است" ... محرم تموم شده. ولی من نتونستم از بانوی سه ساله ننویسم ... :

ابر غم چشم ماه را می بست ٬ باد تصنیف سوز را می خواند

هق هق ِ یک ستاره ی تنها ٬ آسمان خرابه را گریاند

ابر غم چشم ماه را ... نه! نه! ٬ ماه بالای نیزه می نگریست

اشک های ستاره شد خورشید ٬ کهکشان را به گرد خود گرداند

ردی از زلف تازیانه کبود ٬ روی دست ستاره می سوزد

بیت هایی یتیم و آواره ٬ بغض مهتاب را به من فهماند

بهتی از جنس کودکانه به پاست ٬ ماه از اوج نیزه نازل شد

دست های ستاره از سر ماه ٬ لخته های سیاه را می راند

مرثیه ٬ داغ ٬ غصه ٬ ماتم ٬ غم ٬ غزلی نیست منعکس کندت

شعر من روی خط بی وزنی ٬ واژه ها و عروض را سوزاند .

********************

پی نوشت : گریه به تو گشته عادت من / محبوب ترین عبادت من ... .

+ نوشته شده توسط علی دهقانی در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 و ساعت 1:10 |

بسم الله الرحمن الرحیم

می گن تو اون دقیقه هایی که سال تحویل می شه آدم اگه آرزو کنه آرزوش برآورده می شه. من توی دقیقه های آخر ۸۵ داشتم فکر می کردم که چی آرزو کنم؟ پول؟ زندگی آروم؟ امنیت برای همه ی آدما ی دنیا؟ انگار هر طوری دایره ی آروزها رو بزرگ تر کنم بازم کمه. شاید ایراد از منه! شاید من زیاد می خوام. شاید من دارم رومو زیاد می کنم. ولی یه دفعه یه فکری به ذهنم رسید. یه آرزو. یه آرزو که دایره اش از دایره ی همه ی آرزو های دنیا بزرگ تره. وقتی تو فضای حرم صدای "تحویل سال ۱۳۸۶" پیچید ٬ منو همه ی آدمایی که اون جا بودن آرزوی امسال مون رو زمزمه کردیم : اللهم عجل لولیک الفرج ... .

برای آمدنت پر شد از هیاهو ها

زچشم ها ٬ مژه ها ٬ راه آب و جارو ها

به احترام تو کز راه می رسی روزی

از ابتدای جهان خم شدند ابروها

شبی که نیم نگاهی به باغ ها کردی

ز شوق خون شده دل های آلبالو ها

و سمت دیگری از باغ محو چشم تو بود

که از نگاه تو شیرین شدند لیمو ها

ز قند شیرین تر بود قصه ی لب تو

که لال ماند از اول زبان کندو ها

فقط اشاره یی از تو برای ما کافی ست

که بشکنیم به نامت طلسم و جادو ها

                                                                                                   شاعر : مجید معارف وند

 

+ نوشته شده توسط علی دهقانی در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 و ساعت 8:37 |