بسم الله الرحمن الرحیم
قراره این جا غزل انتظار نوشته بشه. فرقی هم نمی کنه از کدوم شاعر. این پست یه غزل از خودم. ان شاءالله برای پست های بعدی غزل های بهتری به دستم برسه.
در این سیاهی مطلق منم سیاه ترین
و می وزد غزلم در هوای آه ترین
مچاله می شوم از فکر رفتن ات برگرد ـ
به بی نهایت شب های بی پناه ترین
در این سیاهی مطلق کسی نمی بوید
شمیم نور تو را ای طلوع ماه ترین!
و آب می شوم از گریه های سنگین ام
که بغض می ترکد در منی که چاه ترین ...
چه ماه های قشنگی از این شبستان رفت
رسیده این غزل امشب به کوره راه ترین ... .
.............................................................................
پی نوشت: شب های قدر ... التماس دعا.

